تبليغاتX
نغمه های ماندگار - حلاج

نغمه های ماندگار



در آينه دوباره نمايان شد:

با ابر گيسوانش در باد،

باز آن سرود سرخ «اناالحق»

ورد زبان اوست.

تو در نماز عشق چه خواندي؟

كه سالهاست

بالاي دار رفتي و اين شحنه‌هاي پير

از مرده‌ات هنوز

پرهيز مي‌كنند.

نام ترا، به رمز

رندان سينه‌چاك نشابور

در لحظه‌هاي مستي - مستي و راستي -

آهسته زير لب

تكرار مي‌كنند.

وقتي تو، روي چوبه‌ي دارت،

خموش و مات

بودي، ما

انبوه كركسان تماشا،

با شحنه‌هاي مامور:

مامورهاي معذور، همسان و همسكوت مانديم.

خاكستر ترا

باد سحرگهان

هر جا كه برد،

مردي ز خاك روييد.

در كوچه‌باغ‌هاي نشابور،

مستان نيمشب، به ترنم

آوازهاي سرخ ترا

باز

ترجيع‌وار زمزمه كردند.

نامت هنوز ورد زبان‌هاست.

محمدرضا شفيعي کدکنی
(1348، تهران)
+   چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 16:7   نیستانی  |