تبليغاتX
نغمه های ماندگار - با چشم ها

نغمه های ماندگار

افسوس!
آفتاب

مفهوم بی‌دریغ عدالت بود و
آنان به عدل شیفته بودند و
اکنون
با آفتاب‌گونه‌یی
آنان را
این‌گونه
دل
فریفته بودند!

ای کاش می‌توانستم
خون رگان خود را
من
قطره
قطره
قطره
بگریم
تا باورم کنند.

ای کاش می‌توانستم
ــ یک لحظه می‌توانستم ای کاش ــ
بر شانه‌های خود بنشانم
این خلق بی‌شمار را،
گرد حباب خاک بگردانم
تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست
و باورم کنند.

ای کاش
می‌توانستم!

("با چشم‌ها" از دفتر "مرثیه‌های خاک" - احمد شاملو
+   چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 17:14   نیستانی  |